<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های اقلیم شناسی</title>
    <link>https://clima.irimo.ir/</link>
    <description>پژوهش های اقلیم شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اندرکنش پدیده‌های سطحی (ال‌نینو) و جریان لایه‌های فوقانی (جت استریم) در رخداد دوره‌های خشک و تر ماهانه نواحی بارشی ایران</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_235219.html</link>
      <description>پژوهش حاضر باهدف تحلیل ارتباط بین ال‌نینو و دوره‌های خشک و تر ماهانه ایران انجام‌شده است. برای دست‌یابی به هدف پژوهش، بارش روزانه 98 ایستگاه همدید (1987- 2018) از سازمان هواشناسی کشور و داده‌های شاخص SOI از پایگاه داده NOAA اخذ شد. ابتدا ایستگاه‌ها با وزن دهی ارتفاع و عرض جغرافیایی به 10 خوشه مکانی (نواحی بارشی) ناحیه‌بندی گردید. نتایج حاکی از همبستگی بالای داده‌های ماهانه SOI و میانگین ماهانه بارش در ماه‌های اکتبر، نوامبر و دسامبر در نواحی مجاور رشته‌کوه البرز و زاگرس است. به دلیل تفاوت بارش در سال‌های ال‌نینو، برای حالت ال‌نینو پربارش و کم بارش ماه نماینده انتخاب شد. در اکتبر و دسامبر پربارش، کم‌فشار اقیانوس آرام از یک ماه قبل قوی‌تر و درمقابل پرفشار مجاور کشور شیلی به‌ویژه برای ماه دسامبر ضعیف‌تر بوده است، جت تراز 250 ه.پ بر روی شمال آفریقا و شرق امریکا قوی‌تر و در شرق آسیا ضعیف‌تر بوده و پرارتفاع جنب‌حاره به سمت جنوب جابجا شده است. دراین ماه ها، انتقال رطوبت از دریاهای حاشیه‌ای شمال‌غربی اقیانوس هند و شرق آفریقا مشهود بوده و فشار سطح دریا در ایران پایین‌تر می‌باشد، پرفشار سیبری ضعیف‌تر بوده و نفوذ آن به‌جای آسیای مرکزی و ایران به سمت اروپا و عرض‌های شمالی‌تر می‌باشد. همچنین در ماه‌های پربارش ناوه تراز 500 ه.پ برروی شرق مدیترانه مستقر می باشد در حالی که در ماه‌های کم بارش ناوه بر روی آسیای مرکزی و مرکز مدیترانه قرار گرفته است. شرایط همدید و الگوی گردش جو در ماه‌های کم بارش عکس حالت پربارش بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر ال‌نینو-نوسان جنوبی (انسو) بر جنوب‌غرب آسیا در اقلیم آینده</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_178892.html</link>
      <description>چکیده :دورپیوندها مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر نوسان‌ها و تغییرات اقلیمی بین‌سالانه در یک منطقه می‌باشند، که ال‌نینو-نوسان جنوبی (اﻧﺴﻮ) ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ-ﺗﺮﯾﻦ آنها است. در دهه‌های اخیر تغییراتی در فراوانی و شدت رخدادهای ال‌نینو و لانینا در پاسخ به گرمایش زمین مورد توجه محققان قرار گرفته است. هرگونه تغییر در الگوی چرخه انسو در مناطق حاره‌ای اقیانوس آرام می‌تواند منجر به تغییر در الگوی واداشت‌های دورپیوندی آن شود. در مطالعه پیش‌رو الگوهای دورپیوندی دو فاز اصلی انسو، یعنی ال‌نینو و لانینا روی برخی از متغیرهای جوی منطقه جنوب غرب آسیا (شامل دمای سطح دریا، دمای هوای نزدیک سطح زمین، ارتفاع ژئوپتانسیلی- تراز 500 هکتوپاسکال و بارش) در اقلیم آینده (2050 تا 2099) نسبت به اقلیم گذشته (1950 تا 1999) بررسی شده است. ابتدا با استفاده از روش تحلیل تابع متعامد تجربی، عملکرد 12 مدل CMIP6 در شناسایی فازهای مختلف انسو بررسی شد سپس، با استفاده از داده‌های مدل CNRM-CM6-1 به‌عنوان مدلی با بهترین عملکرد، تحت سه سناریویSSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5، تاثیر فازهای انسو بر اقلیم جنوب‌غرب آسیا بررسی شد که نتایج نشان داد تحت هرسه سناریو فراوانی وقوع ال‌نینو و لانینا در اقلیم آینده کاهش می‌یابد. در بررسی تغییر پارامترهای اقلیمی، شدت جت جنب حاره نیز در جنوب‌غرب آسیا در اقلیم گذشته در طی سال‌های وقوع لانینا بیشتر از سال‌های وقوع ال‌نینو و سال‌های خنثی است در حالی که تحت سناریوهای تغییر اقلیم آینده دمای هوا و بارش تغییر الگوی مشخصی را نشان نمی‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش نگری متغیرهای اقلیمی دما و بارش با استفاده از برونداد مدل CMIP6 تحت سناریوهای SSP (مطالعه موردی: حوضه آبریز رودخانه شور)</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_235660.html</link>
      <description>پیش نگری تغییرات متغیرهای هواشناسی در درازمدت، از اهمیت زیادی در مطالعات تغییرات اقلیمی برخوردار است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، پیش نگری تغییرات متغیرهای اقلیمی دما و بارش در حوضه آبریز رودخانه شور واقع در استان خوزستان با استفاده از برونداد مدل CMIP6 تحت سناریوهای حدی SSP بوده است. بدین منظور داده‌ های متغیر اقلیمی دمای حداکثر، دمای حداقل و بارش روزانه ایستگاه سینوپتیک مسجدسلیمان طی دوره‌‌ آماری 2024-1985 از سازمان هواشناسی کشور اخذ گردید و پس از روندیابی با بهره‌گیری از آزمون من-کندال با استفاده از افزونه XLSTAT و ماکرواکسل؛ تغییرات متغیرهای اقلیمی دما و بارش تحت سناریوهای SSP مدل‌ CanEsm5 در نرم‌افزار SDSM6.1 شبیه‌ سازی و برای سال های آینده 2050-2015 پیش نگری گردید. کالیبراسیون و واسنجی مدل SDSM با استفاده از داده‌های مشاهداتی ایستگاه سینوپتیک مسجدسلیمان و داده های NCEP انجام شد، همچنین جهت ارزیابی میزان کارایی و عملکرد مدل SDSM و مقایسه‌ مقادیر مشاهداتی و شبیه سازی شده در دوره پایه 2014-1985، از 3 سنجه‌ آماری شامل: میانگین خطای مطلق (MAE) و مجذور میانگین مربعات خطا (RSME) و ضریب همبستگی (R) بهره گرفته شد. پس از اطمینان از کارایی مدل، خروجی‌های مدل CanESM5 در دوره زمانی 2050-2015 در حوضه آبریز رودخانه شور، تحت سناریوهای SSP119، SSP126، SSP245، SSP370 و SSP585 توسط مدل آماری SDSM ریزمقیاس انجام گرفت. نتایج حاصل از روندیابی به روش من-کندال حاکی از روند صعودی معنی دار دمای حداکثر، دمای حداقل و دمای سالانه و تغییرات بارش روند کاهشی را دارا می باشد. همچنین نتایج به دست آمده از مدل CanESM5 نشان می دهد که متغیرهای دمای حداکثر، دمای حداقل و بارش روزانه طی دوره آماری 2050-2015 تحت سناریوهای حدی SSP روند افزایشی را نسبت به دوره پایه تجربه خواهند کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ظرفیت سازی اقلیمی در بهره برداری از باد در نوار جنوبی ایران</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_232505.html</link>
      <description>در این مطالعه ظرفیت سازی اقلیمی بهرمندی از باد در نوار جنوبی ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است. مصرف انرژی با توجه به افزایش جمعیت، تغییر سبک زندگی و گرمایش جهانی روز به روز بیشتر می شود. با توجه به حجم عظیم مصرف انرژی بهره مندی از انرژی های تجدید پذیر امری ضروری است. در جنوب ایران نیز با توجه به حجم زیاد جمعیت ساکن و گستردگی فعالیت های اقتصادی انرژی بسیاری زیادی مصرف می شود و استفاده از سوخت های فسیلی نیز ضمن فشار به منابع فسیلی سبب انتشار گازهای گلخانه می شود. لذا ضروری است ظرفیت سازی اقلیمی در بحث بهره مندی از انرژی باد در این منطقه مورد بررسی قرار گیرد. هدف این مطالعه شناسایی مناطق مطلوب و غیر مطلوب در ظرفیت سازی بهره مندی از باد است تا در نهایت مناطق مناسب و نامناسب جهت بهره برداری از باد در نوار جنوبی ایران مشخص شوند. برای اینکار از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است. داده های هواشناسی مورد استفاده مطالعه فشار، سرعت باد و دما میانگین در مقیاس روزانه هستند که برای 61 ایستگاه نوار جنوبی در دوره زمانی 2024-2015 از آنها استفاده شده است. در تحلیل سلسله مراتبی از 8 عامل بهره برداری شد. جهت انجام تحلیل سلسله مراتبی از زبان برنامه نویسی متلب و جهت تولید نقشه ها از زبان برنامه نویسی آر استفاده شد. نتایج نشان داد که مناطق شمال غرب استان فارس، جنوب خوزستان و جنوب شرق استان هرمزگان مطلوب ترین مناطق و شرق نیمه جنوبی استان سیستان و بلوچستان، نیمه جنوبی فارس و مرکز خوزستان نامطلوب ترین مناطق در ظرفیت سازی بهرمندی از باد در نوار جنوبی ایران هستند. همچنین مهم ترین عوامل در ظرفیت سازی بهره مندی از باد سه عامل چگالی توان باد، سرعت باد و پایداری باد تشخیص داده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بکارگیری الگوریتم‌های یادگیری ماشین در پیش‌بینی بارش روزانه با استفاده از داده‌های مشاهداتی سطح زمین و جو بالا، مطالعه موردی: شهر مشهد</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_232995.html</link>
      <description>در این پژوهش، عملکرد مدل‌های یادگیری ماشین در پیش‌بینی بارش یک روزه ایستگاه مشهد با استفاده از داده‌های روزانه دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، سه گروه (سناریو) از داده‌ها در نظر گرفته شد: (۱) داده‌های سطح زمین، (۲) داده‌های جو بالا و (۳) ترکیب هر دو مجموعه داده. پیش از مدل‌سازی، متغیرهای دارای هم‌خطی بالا با استفاده از شاخص VIF شناسایی و حذف شدند تا از استقلال آماری ویژگی‌های ورودی اطمینان حاصل شود. در سناریوی ترکیبی، پس از ادغام داده‌ها، از روش انتخاب ویژگی حذف شناور (SFFS) برای گزینش شش شاخص مؤثر استفاده گردید که شامل چهار متغیر جو بالا (v700، Rel_Hum300، Spe_Hum500 و v500) و دو متغیر سطح زمین (nm وUmax ) بودند. نتایج ارزیابی مدل‌ها نشان داد که در تمامی سناریوهای مطالعه‌شده، الگوریتم CatBoost به ‌عنوان بهترین مدل شناسایی شد. در سناریوی اول (داده‌های سطح زمین)، CatBoost با MAE برابر 0.841، RMSE معادل 2.309، R&amp;amp;sup2; برابر 0.171 و Adjusted R&amp;amp;sup2; برابر 0.168، عملکردی برتر از سایر الگوریتم‌ها داشت. در سناریوی دوم (داده‌های جو بالا)، CatBoost دوباره پیشتاز ظاهر شد و با MAE برابر 0.772، RMSE معادل 2.294، R&amp;amp;sup2; برابر 0.182 و Adjusted R&amp;amp;sup2; برابر 0.175، کارایی بالاتری نسبت به رقبا از خود نشان داد. در نهایت، در سناریوی سوم (ترکیب داده‌های سطح زمین و جو بالا)، CatBoost با بهره‌گیری از شش ویژگی منتخب، بهترین نتایج را کسب کرد: R&amp;amp;sup2; = 0.190، Adjusted R&amp;amp;sup2; برابر 0.188 و RMSE = 2.283. یافته‌ها نشان می‌دهد که تلفیق داده‌های سطح زمین و جو بالا، همراه با انتخاب بهینه ویژگی‌ها، نه‌تنها دقت پیش‌بینی را افزایش می‌دهد، بلکه تعادل مناسبی میان پیچیدگی مدل و توان پیش‌بینی را ایجاد می‌کند. مدل CatBoost در این سناریو توانسته است بارش‌های خفیف و متوسط را با خطای کم پیش‌بینی کند و روند کلی نوسانات بارش را به‌خوبی دنبال نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر نوسانات سطح آب دریای خزر بر مدیریت بنادر (مطالعه موردی پهنه بندر امیرآباد)</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_235608.html</link>
      <description>چکیده:دریای خزر در یک قرن اخیر دارای نوسانات تراز بسیار شدیدی بوده است به طوریکه در سال 1356 تا تراز 28.30- متر پایین روی داشته و سپس طی 18 سال روند افزایشی در سال 1374 به بالاترین تراز خود یعنی 25.5- متر نسبت به آبهای آزاد رسیده است. از سال 1374 تا کنون روند کاهشی داشته و این فرایند کاهشی در یک دهه اخیر نیز سرعت بیشتری یافته است. هماکنون به پایین تراز خود یعنی تراز 28.30- متر رسیده است و روند کاهشی همچنان ادامه دار خواهد بود.با این روند کاهشی می توان در هر دهه بیش از نیم متر کاهش تراز را پیش بینی کنیم و لذا در کمتر از 2 دهه بیش از یک متر کاهش تراز اتفاق می افتد که لازم است در این خصوص مدیریت بنادر و سواحل کشور تمهیدات لازم را در برنامه چندساله داشته باشد.با توجه به الگوهای اقلیمی بارش و تبحیر و پیش بینی روند کاهشی تراز در مقالات و مراجع مختلف، لازم است در خصوص مهندسی بنادر و مدیریت سواحل در دریای خزر کشورهای حاشبه دریای خزر تمهیدات مدیریتی و مهندسی طرح ریزی نمایند. در این تحقیق بندر امیرآباد بعنوان یکی از مهمترین بنادر ایران در جنوب شرقی دریای خزر مورد بررسی قرار گرفته است.تراز آب دریای خزر همچنان کاهشی بوده و چاره اندیشی فنی و مدیریتی در بندر ضروری می باشد. روند توسعه و تجهیز بنادر به مراتب کندتر از روند کاهشی تراز خزر می باشد و لذا در این خصوص برنامه ریزی کوتاه مدت مفید نمی باشد. تنها چاره میسر و کوتاه مدت در کمتر از یک دهه، تغییر ناوگان شناور در بندر و انتقال شناور های بزرگ به بنادر بزرگ تر است.کلمات کلیدی: نوسانات سطح دریا، خزر، امیرآباد، مدیریت پایدار</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مدلهای هیبریدی فراابتکاری در براورد دبی سیلابی ناشی از بارش موثر (مطالعه موردی:رودخانه کاکارضا استان لرستان)</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_212715.html</link>
      <description>کشور ایران تقریباً هر ساله با خسارات جانی و مالی قابل توجهی از سیل روبرو می شود. بنابراین، هدف این مطالعه ارائه اطلاعات به موقع و بسیار دقیق پیش‌بینی سیل با استفاده از یک مدل ترکیبی توسعه‌یافته با ترکیب مدل بارش-رواناب و مدل مبتنی بر هوش مصنوعی است.در این پژوهش، بمنظور برآورد دبی سیلابی رودخانه کاکارضا واقع در استان لرستان از مدل‌ هیبریدی رگرسیون بردار پشتیبان با الگوریتم های موجک، کرم شب تاب و خفاش در طی دوره زمانی 1402-1392 استفاده شد. پارامترهای بارش متناظر با هر دبی سیلابی در مقیاس زمانی روزانه بعنوان ورودی مدل بکار برده شد. به منظور ارزیابی عملکرد مدلها از معیارهای ارزیابی ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ضریب نش ساتکلیف استفاده شد. همچنین جهت تحلیل نتایج مدلها از نمودار سری زمانی، باکس پلات و تیلور استفاده شد. نتایج نشان داد سناریو های ترکیبی در مدلهای مورد بررسی باعث بهبود عملکرد مدل می شود. مقایسه نتایج نشان داد مدل رگرسیون بردار پشتیبان &amp;amp;ndash; کرم شب تاب عملکرد بهتری نسبت به مدل رگرسیون بردار پشتیبان-خفاش در مدل‌سازی دارد، بگونه ای که مدل رگرسیون بردار پشتیبان &amp;amp;ndash; موجک با ضریب همبستگی 980/0 ، کمترین ریشه میانگین مربعات (m3/s) 168/0 ، کمترین میانگین قدر مطلق خطا (m3/s) 088/0 و بیشترین ضریب نش ساتکلیف 985/0 در مرحله صحت سنجی در اولویت قرار گرفت. درمجموع نتایج نشان داد استفاده از مدلهای هوشمند مبتنی بر رویکرد رگرسیون بردار پشتیبان می تواند رویکردی موثر در مدیریت سیلابها باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی آلودگی 24 ساعته و میزان انتشار آلاینده‌های هوا در شهر همدان با استفاده از مدل ترکیبی شبکه عصبی بازگشتی</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_233125.html</link>
      <description>آلودگی هوا از مهم‌ترین چالش‌های کلان‌شهرها به شمار می‌رود و پیامدهای جدی بر سلامت انسان و پایداری محیط زیست بر جای می‌گذارد. به‌کارگیری روش‌های دقیق و هوشمند در پیش‌بینی وضعیت آلودگی هوا می‌تواند نقش مؤثری در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و کاهش اثرات آلاینده‌ها ایفا کند. در این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر افزایش آلاینده‌های هوا در شهر همدان، یک مدل ترکیبی مبتنی بر شبکه عصبی بازگشتی (RNN) توسعه داده شد. داده‌های مربوط به دو سال و نیم متوالی گردآوری و پس از پیش‌پردازش، برای آموزش مدل به کار گرفته شدند. این مدل با استفاده از داده‌های مربوط به آلاینده‌های PM2.5، PM10، O₃، NO، NOx، NO₂، SO₂ و CO، در کنار پارامترهای جوی شامل دما، رطوبت، سرعت و جهت باد و همچنین داده‌های مرتبط با تردد خودروها و فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل، توانست غلظت آلاینده‌ها را برای بازه زمانی ۲۴ ساعته آینده پیش‌بینی کند. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی با دقتی بیش از ۹۷ درصد عملکردی قابل اعتماد داشته و می‌تواند به عنوان ابزاری کارآمد در مدیریت کیفیت هوا و حفاظت از سلامت عمومی مورد استفاده قرار گیرد.رشد سریع شهرنشینی، گسترش فعالیت‌های صنعتی، و افزایش وابستگی به وسایل نقلیه موتوری در شهرهای بزرگ و صنعتی، منجر به افت محسوس کیفیت هوا و تشدید آلودگی‌های زیست‌محیطی شده است. آلودگی هوا نه‌تنها سلامت انسان‌ها را تهدید می‌کند، بلکه آثار مخربی بر اکوسیستم‌ها و روند تغییرات اقلیمی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیدگاه و میزان آگاهی دانشجویان از سواد اقلیمی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز)</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_229381.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان آگاهی و سواد اقلیمی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. روش این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی انجام شد. جهت گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه استاندارد سنجش سواد اقلیمی کلاری و واندرسی (2013) استفاده شد. جامعه آماری شامل ۳۵۶ دانشجو بود که به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. یافته‌ها بیانگر آن بود بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان معتقدند استفاده از سوخت‌های فسیلی علت افزایش سطح اکسید نیتروژن است. اکثر شرکت‌کنندگان، تشکیل کلاس‌های حضوری و آنلاین را مؤثرترین روش برای آموزش مسائل اقلیمی دانستند. علاوه‌براین، یافته‌ها نشان می‌دهد سطح سواد اقلیمی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز در وضعیت مطلوبی قرار دارد. . نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد تفاوت معناداری در میانگین نمرات سواد اقلیمی بر اساس سن و مقطع تحصیلی وجود ندارد ( .(p&amp;amp;gt;0.همچنین، مشخص شد که بخش قابل توجهی از آگاهی اقلیمی دانشجویان از طریق کلاس‌های حضوری و مجازی، بحث‌های گروهی و منابع غیررسمی مانند شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌های خبری شکل گرفته است. این امر اهمیت ترکیب آموزش رسمی و منابع علمی معتبر را برای ارتقای کیفیت دانش اقلیمی نشان می‌دهد. ارتقای سواد اقلیمی می‌تواند نقش مؤثری در آماده‌سازی نسل جوان برای مقابله با چالش‌های زیست‌محیطی و تحقق توسعه پایدار ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآورد تصاعد گازهای گلخانه‌ای با تغییرات بارش در باغات مرکبات و نخلستان (مطالعه موردی: دزفول و آبادان)</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_232941.html</link>
      <description>تغییر اقلیم یکی از مسایل مهم زیست محیطی است که می تواند بر کشاورزی و منابع آب یک منطقه اثر بگذارد. باتوجه به اهمیتی که تغییر اقلیم بر ساختار کره ی زمین و ساکنین آن به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک داشته است، در سال های اخیر، به عنوان یکی از شایع ترین موضوعات، مورد توجه مجامع علمی بوده و مطالعات زیادی در زمینه ی صورت گرفته است. پژوهش حاضر با هدف استفاده از مدل DAYCENT در برآورد نرخ تصاعد گازهای متان، اکسیدنیتروس و اکسید نیتریک، با درنظر گرفتن میانگین سالانه و تغییرات بارش 30 -، 20-، 10-، 10 و 20 درصد بوده و در نهایت میزان پتانسیل گرمایش جهانی باغات مرکبات و نخلستان های دزفول و آبادان را در این شرایط تغییرات بارش محاسبه گردید. بر اساس نتایج، مدل DAYCENT، بیش‌ترین میزان انتشار گاز متان را در ایستگاه دزفول و بیش‌ترین میزان تصاعد اکسیدنیتروس و اکسیدنیتریک را در ایستگاه آبادان و بیش‌ترین میزان تصاعد اکسیدنیتروس و اکسیدنیتریک مدل شده در ایستگاه دزفول برآورد کرده است. همچنین مطابق نتایج بدست آمده از میانگین محاسبات ضریب پتانسیل گرمایش جهانی متان، اکسید نیتروس و اکسید نیتریک در باغات مرکبات دزفول 150/59 و در نخلستان های آبادان 200/47تن معادل دی اکسید کربن بدست آمد. تغییرات بارش نیز بیشترین تاثیر را در ایستگاه دزفول برای کشت مرکبات و کم ترین تاثیر را در ایستگاه آبادان جهت کشت خرما نشان داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تهیه نقشه فرسایندگی باران استان لرستان با استفاده از روش زمین آماری کریجینگ</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_120113.html</link>
      <description>فرسایندگی باران به صورت قدرت تراکمی باران در بروز فرسایش تعریف می‌شود. اگر سایر خصوصیات موثر بر فرسایش ثابت در نظر گرفته شود، میزان هدررفت خاک مستقیماً متناسب با میزان فرسایندگی باران خواهد بود. در پژوهش حاضر با هدف تهیه نقشه فرسایندگی باران در استان لرستان، در ابتدا میزان فرسایندگی باران در 53 ایستگاه‌ هواشناسی در سطح استان با شاخص اصلاح شده فورنیه (MF) محاسبه شد. در ادامه برای نشان دادن همبستگی مکانی میان داده‌های فرسایندگی باران از ترسیم واریوگرام در محیط نرم‌افزارGS+5.1.1 استفاده شد. در نهایت با بکارگیری روش زمین آماری کریجینگ در نرم‌افزار ArcGIS10.3، توزیع مکانی فرسایندگی باران نقشه‌سازی شد و به منظور انتخاب روش مناسب‌تر، دو روش کریجینگ معمولی و کریجینگ ساده با یکدیگر مقایسه شدند. براساس نتایج بدست آمده روش کریجینگ معمولی بدلیل بالاتر بودن مقدار R2 و پایین‌تر بودن مقادیر میانگین خطا (ME)، میانگین استاندارد شده خطا (MSE)، ریشه دوم میانگین استاندارد شده خطا (RMSE) دقت بالاتری را در مقایسه با روش کریجینگ ساده نشان داد. در نهایت با استفاده از واریوگرام نمایی و روش کریجینگ معمولی نقشه فرسایندگی باران در سطح استان ترسیم شد که  براساس آن مناطق واقع در امتداد شمالی-جنوبی و مرکزی استان لرستان دارای فرسایندگی زیاد و مناطق غربی و شرقی دارای فرسایندگی کمتری هستند. نقشه فرسایندگی باران تولید شده در این پژوهش می‌تواند به منظور برآورد میزان هدررفت خاک با مدل USLE و شناسایی مناطق با پتانسیل فرسایش زیاد مورد استفاده قرار گیرد. همچنین می‌توان با استفاده از این نقشه مناطقی در سطح استان لرستان که دارای پتانسیل بالایی در نگهداشت خاک به عنوان یک خدمت اکوسیستمی هستند را شناسایی نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بارش سواحل دریای خزر با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_217212.html</link>
      <description>بارش مهمترین عامل چرخه آب و عامل ضروری مدیریت منابع آب است. پیش بینی بارش نقش مهمی در مدیریت وتخصیص آب، نیاز آبی محصولات، گردشگری و آمایش سرزمین دارد. در این تحقیق بمنظور تخمین میزان بارش نواحی ساحلی دریای خزر از مدل هوش مصنوعی ترکیبی مبتنی بر رویکرد رگرسیون بردار پشتیبان استفاده شد. بدین منظور از الگوریتم های بهینه سازی موجک، ازدحام ذرات و نهنگ  برای مدلسازی میزان بارش بهره گرفته شد. جهت مدلسازی از آمار و اطلاعات ایستگاه سینوپتیک شهرستان بابلسر واقع در استان مازندران  بعنوان مطالعه موردی طی 5 سناریو ترکیبی از پارامترهای ورودی در  سالهای 1392 تا 1402 استفاده شد. به منظور ارزیابی عملکرد مدلها از معیارهای ارزیابی ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ضریب نش ساتکلیف استفاده شد. همچنین جهت تحلیل نتایج مدلها از نمودار سری زمانی و باکس پلات و تیلور استفاده شد.  نتایج نشان داد سناریو های ترکیبی در مدلهای مورد بررسی باعث بهبود عملکرد مدل می شود. همچنین نتایج حاصل از معیار ارزیابی نشان داد مدل رگرسیون بردار پشتیبان-موجک دارای ضریب همبستگی  990/0 ، ریشه میانگین مرعات خطا (mm) 133/0 ، میانگین قدر مطلق خطا  (mm)   066/0 و ضریب نش ساتکلیف  995/0    در مرحله صحت سنجی برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد استفاده از مدلهای هوشمند مبتنی بر رویکرد رگرسیون بردار پشتیبان می تواند رویکردی  موثر در پیش بینی پارامترهای اقلیمی و جلوگیری از پیامدهای خشکسالی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل توان بالقوه اقلیمی در بهره برداری از تابش آفتاب در نوار جنوبی ایران</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_231677.html</link>
      <description>در این مطالعه ظرفیت سازی اقلیمی بهره برداری از تابش آفتاب در نوار جنوبی ایران ارزیابی شده است. انجام مطالعه ظرفیت سازی اقلیمی در بخش آفتاب در راستای  تامین انرژی پایدار ضروری است. هدف از این مطالعه شناسایی مناطق مطلوب و غیر مطلوب نوار جنوبی ایران در ظرفیت ساز ی بهره برداری از تابش آفتاب است. روش انجام مطالعه تحلیل سلسله مراتبی بوده است. برای انجام اینکار از داده های ساعات آفتابی 61 ایستگاه هواشناسی ، میانگین داده های شاخص NDDI از ماهواره مادیس و میانگین داده های تابش از سامانه ماهواره ای Era5 در بازه زمانی 2022-2000 بهره برداری شده است. مطالعه به تفکیک شهرستان انجام شده است و نوار جنویی ایران در این مطالعه 98 شهرستان است که در استان های خوزستان، فارس، بوشهر، هرمزگان و جنوب سیستان و بلوچستان قرار دارند. پس از اجرای تحلیل سلسله مراتبی برای هر شهرستان یک امتیاز به دست آمد.  بعد از آن شهرستان ها بر اساس داده های وردی با الگوریتم وارد در ده گروه خوشه بندی شدند . پس از انجام خوشه بندی خوشه شماره 2 شامل شهرستان های بختگان، استهبان، ارسنجان، سروستان، خرامه، مرودشت، نیک شهر، شیراز و نی ریز با کسب امتیاز 58.70 بیشترین امتیاز ممکن و همچنین خوشه شماره 8  با کسب امتیاز 38.56  شامل شهرستان های ایرانشهر، آغاجاری، امیدیه، باوی، خنج، اوز، اهواز، بستک، خمیر و زرین دشت کمترین امتیاز ممکن را در ظرفیت بهرمندی از آفتاب در این مطالعه به خود اختصاص داده است. از لحاظ گستره استانی بیشترین مناطق مساعد بهره‌برداری از آفتاب در مرکز و شرق استان‌ فارس و نیمه جنوبی استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. در این مطالعه عوامل ساعات آفتابی و عدم قرارگیری در معرض گرد و غبار به عنوان مهم ترین عوامل ایجاد ظرفیت سازی اقلیمی در بخش بهره برداری از آفتاب تشخیص داده شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ظرفیت سازی اقلیمی در بهره برداری از رطوبت در نوار جنوبی ایران</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_232570.html</link>
      <description>در این مطالعه ظرفیت سازی اقلیمی بر اساس استخراج رطوبت هوا در نوار جنوبی ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است.  با توجه به حجم عظیم مصرف آب، بهره مندی از روش های جذب آب از رطوبت هوا  امری ضروری است. در جنوب ایران نیز با توجه بهتراکم قابل توجه جمعیت ساکن و گستردگی فعالیت های اقتصادی آب بسیاری زیادی مصرف می شود و بهره بردای سنتی از منابع آبی نیز ضمن فشار به منابع آب سبب ایجاد تنش های آبی می شود. لذا ضروری است ظرفیت سازی اقلیمی براساس بهره مندی از جذب آب از رطوبت هوا در این منطقه مورد توجه قرار گیرد. هدف این مطالعه شناسایی گستره های مناسب و نامناسب در ظرفیت سازی بهره مندی از رطوبت هوا  است تا در نهایت مناطق مناسب و نامناسب جهت بهره برداری از رطوبت در نوار جنوبی ایران مشخص شوند. برای اینکار از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است. داده های هواشناسی مورد استفاده مطالعه رطوبت،  فشار، سرعت باد و دما میانگین در مقیاس روزانه هستند که برای 76 ایستگاه نوار جنوبی در دوره زمانی 2024-2015  از  آنها استفاده شده است. در تحلیل سلسله مراتبی از 7 عامل بهره برداری شد. جهت انجام تحلیل سلسله مراتبی از زبان برنامه نویسی متلب و جهت تولید نقشه ها از زبان برنامه نویسی آر استفاده شد. نتایج نشان داد که مناطق مرکزی استان فارس، جنوب شرق استان هرمزگان و نیمه جنوبی سیستان و بلوچستان مطلوب ترین مناطق و مناطق شرقی و شمالی استان فارس نامطلوب ترین مناطق در ظرفیت سازی بهرمندی از رطوبت در نوار جنوبی ایران هستند. همچنین مهم ترین عوامل در ظرفیت سازی بهره مندی از رطوبت سه عامل فشار، رطوبت و مقدار جذب آب از رطوبت هوا تشخیص داده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه روش اصلاح نگاشت چندکی و مدل جنگل تصادفی در ریزمقیاس نمایی دمای کمینه در منطقه بیرجند</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_241787.html</link>
      <description>پیش‌بینی دقیق دمای حداقل در مناطق با توپوگرافی پیچیده اهمیت بالایی دارد، زیرا این متغیر ارتباط مستقیمی با وقوع دوره‌های یخبندان دارد. مدل‌های گردش عمومی جو، به دلیل تفکیک مکانی درشت و وجود خطاهای سیستماتیک، قادر به بازنمایی دقیق فرآیندهای اقلیمی منطقه‌ای نیستند و نیازمند روش‌های اصلاح بایاس و ریزمقیاس‌نمایی می‌باشند. در این پژوهش، عملکرد دو رویکرد آماری نگاشت چارکی (BCSD) با تابع انتقال expasympt و الگوریتم یادگیری ماشین جنگل تصادفی در تصحیح بایاس دمای حداقل ماهانه ایستگاه سینوپتیک بیرجند بررسی شد. داده‌های مشاهداتی طی دوره 1991 تا 2020 و خروجی مدل اقلیمی از پروژه CMIP6 تحت سناریوی SSP245 مورد استفاده قرار گرفت. داده‌های 1991–2010 برای واسنجی و 2011–2020 برای اعتبارسنجی مدل‌ها به کار رفت. نتایج نشان داد که الگوریتم جنگل تصادفی با مقادیر آماری R²=0.94، NSE=0.93 و KGE=0.91 دقت بالاتری نسبت به روش نگاشت چندکی (R²=0.90، NSE=0.90، KGE=0.90) دارد. همچنین میزان خطای مدل جنگل تصادفی ) RMSE=1.96 °C و MAE=1.63 °C) کمتر از روش نگاشت چارکی (RMSE=2.39 °C و MAE=1.93 °C) بود. نمودارهای پراکنش و توزیع تجمعی تجربی نیز نشان دادند که مدل جنگل تصادفی همبستگی نزدیک‌تری با داده‌های مشاهداتی برقرار کرده و به‌ویژه در بازتولید مقادیر میانی و بالایی توزیع دما عملکرد بهتری داشته است. بر این اساس، جنگل تصادفی به دلیل قابلیت شناسایی روابط غیرخطی و پیچیده، گزینه‌ای کارآمد برای بهبود پیش‌بینی اقلیمی در مناطق خشک ایران محسوب می‌‌شود
واژگان کلیدی: تصحیح بایاس- ریزمقیاس نمایی- مدل اقلیمی CMIP6- نگاشت چندکی-یادگیری ماشین</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین زمان آغاز، پایان و طول فصول اقلیمی در ایستگاه‌های منتخب ایران بر اساس رژیم دما</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_244300.html</link>
      <description>In this study, to identify and describe Iran&amp;amp;#039;s climatic seasons, daily minimum, maximum, and average temperatures from 35 synoptic stations over a 30-year period (1992–2022) were achieved and analyzed. The onset (start) and end of each season were determined based on changes in daily temperatures compared to the long-term average for each station. Additionally, the trend in the timing of seasonal onsets was assessed using the Mann-Kendall method. Results of paper indicated that near to all regions of Iran experience four distinct seasons, varying in timing and duration. Summer, lasting 120 to 196 days, and winter, lasting 84 to 121 days, are the longest seasons. Spring begins in mid-February in the south and southwest with temperatures of 14–21°C and ends in mid-April in the northwest and highlands at 4–10°C. Summer starts in early May in southern and southwestern Iran at 27–31°C and ends in mid-July in the northwest and mountainous west at 19–22°C. Autumn begins mid-September in the northwest, west, northeast, and southwestern highlands at 16°C and ends in mid-November in the south and southwest at 25–31°C. Winter begins from late November to mid-December in the northwest, west, Alborz foothills, and northeast at 3–5°C, ending in January to mid-February in the south, southwest, and southeast at 18–21°C. Generally, spring and summer start earlier, autumn starts later, and winter shows little change. The transitional seasons have shortened, while summer duration has increased. These changes in the onset and end of Iran&amp;amp;#039;s climatic seasons are related to shifts in the mid-latitude westerly wind belt, the subtropical high-pressure belt, and global warming.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حداکثر بارش محتمل در دوره پایه و آینده (2030-2060) تحت شرایط تغییراقلیم در ایران</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_244708.html</link>
      <description>تغییر اقلیم با تشدید نوسانات چرخه هیدرولوژیکی، ایمنی سازه‌های آبی را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند. در این پژوهش، با استفاده از داده‌های حداکثر بارش ۲۴ساعته97 ایستگاه سینوپتیک، مقادیر حداکثر بارش محتمل (PMP) ایران در دوره پایه‌ (1990–2020) و دوره آینده (2030–2060) تحت سناریوهای SSP2.6،  SSP4.5 و SSP8.5 برآورد شد. پس از ارزیابی عملکرد مدل‌های CMIP6 با نمودار تیلور، داده‌های بارش روزانه با مدل LARS-WG ریزمقیاس‌سازی و مقادیر PMP با روش اصلاح‌شده هرشفیلد–دسا محاسبه گردید. نتایج نشان داد که مقدار PMP در دوره پایه ناهمگنی مکانی قابل‌توجهی داشته و از کمتر از 100 میلی‌متر در مناطق خشک مرکزی تا بیش از 630 میلی‌متر در سواحل جنوبی دریای خزر متغیر است. بیشترین مقادیر PMP در نواحی مرطوب شمال، شمال‌غرب و دامنه‌های غربی زاگرس مشاهده شد. بررسی میزان PMP در دوره آینده نشان داد که در اغلب مناطق کشور، PMP نسبت به دوره پایه افزایش می‌یابد و سناریوی SSP4.5 بیشترین افزایش را نشان می‌دهد؛ به‌طوری‌که در برخی ایستگاه‌های شمالی حاشیه خزر افزایش PMP به بیش از 190 میلی‌متر رسید. همچنین تحت سناریوی SSP2.6، مقدار PMP در برخی ایستگاه‌های ساحلی جنوب و جنوب‌شرق کشور بین 70 تا 233 میلی‌متر افزایش یافت. در مقابل، تحت سناریوی SSP8.5، در بخش‌هایی از شمال، شمال‌غرب و غرب کشور کاهش 20 تا 170 میلی‌متری PMP نسبت به SSP4.5 مشاهده شد. نتایج نشان داد که پاسخ PMP به تغییر اقلیم در ایران وابسته به نوع اقلیم و شرایط توپوگرافی بوده و مناطق مرطوب و نیمه‌مرطوب حساسیت بیشتری به گرمایش جهانی دارند. همچنین اگرچه مقادیر PMP در مناطق خشک کمتر است، اما به دلیل نفوذپذیری پایین خاک، پوشش گیاهی ضعیف و محدودیت شبکه زهکشی، خطر وقوع سیلاب‌های ناگهانی همچنان قابل‌توجه است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که تغییر اقلیم با تغییر الگوی مکانی و شدت حداکثر بارش محتمل، خطر وقوع سیلاب‌های حدی را در بسیاری از مناطق ایران افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش خدمات هواشناسی کشاورزی در کاهش خسارات و افزایش بهره‌وری کشاورزان برنج‌کار شمال ایران</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246124.html</link>
      <description>کشاورزی، به‌ویژه کشت برنج در شمال ایران، به دلیل وابستگی شدید به شرایط جوی و تغییرات اقلیمی، همواره با مخاطرات ناشی از نوسانات جوی و رخدادهای حدی مواجه است که خسارات اقتصادی قابل‌توجه و کاهش بهره‌وری را در پی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خدمات هواشناسی کشاورزی و پیش‌بینی‌های جوی در کاهش خسارت و بهبود تصمیم‌گیری برنج‌کاران استان‌های گیلان و مازندران انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای بود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ کشاورز پیشرو گردآوری و تحلیل شد.
یافته‌ها نشان می‌دهد دسترسی به داده‌های دقیق، منطقه‌ای و به‌روز، همراه با آموزش عملی و تعامل مستقیم با متخصصان هواشناسی، زمان‌بندی عملیات شخم، خیساندن بذر، وجین، کوددهی و برداشت را بهینه کرده و ریسک خسارت را کاهش می‌دهد. اعتماد به داده‌ها و تلفیق تجربه شخصی با آموزش تخصصی، چارچوب تصمیم‌گیری علمی و عملیاتی ایجاد کرده و کیفیت و بهره‌وری محصول را افزایش می‌دهد. پیش‌بینی‌های جوی همچنین در مدیریت آفات و بیماری‌ها نقش مؤثری دارند و با بهینه‌سازی زمان سمپاشی و کوددهی، هزینه‌ها و اثرات زیست‌محیطی کاسته می‌شود. با این حال، محدودیت‌هایی نظیر دسترسی ناکافی مراکز ترویج، وابستگی خدمات به افراد خاص و موانع فناورانه شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد خدمات هواشناسی کشاورزی فراتر از پیش‌بینی جوی عمل کرده و با ترکیب داده‌های دقیق، اعتماد و آموزش، به ابزاری راهبردی در مدیریت ریسک و افزایش بهره‌وری تبدیل می‌شود. مدل چهارلایه پیشنهادی (لایه اطلاعاتی، اعتماد و تعامل، آموزش و توانمندسازی، و لایه نهادی و پشتیبانی) مسیر استفاده مؤثر، پایدار و عملیاتی از این خدمات را برای برنج‌کاران شمال ایران فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت بحران در طوفان‌های حاره ای شمال اقیانوس هند (سواحل مکران) باتاکید بر نقش سازمان هواشناسی</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246125.html</link>
      <description>طوفان‌های حاره‌ای شمال اقیانوس هند از جمله مخاطرات طبیعی با قدرت تخریب بالا هستند که در دهه‌های اخیر، تحت تأثیر تغییرات اقلیم، از نظر فراوانی و شدت دستخوش تغییر شده‌اند. سواحل مکران به‌عنوان یکی از نواحی ساحلی راهبردی ایران، به دلیل ویژگی‌های اقلیمی، جغرافیایی و اجتماعی خاص، در برابر پیامدهای این طوفان‌ها آسیب‌پذیری قابل توجهی دارد. هدف این پژوهش بررسی وضعیت مدیریت بحران طوفان‌های حاره‌ای در سواحل مکران و تحلیل چالش‌ها و ظرفیت‌های موجود در مراحل پیشگیری، آمادگی، پاسخ و بازتوانی است.در ادامه با رویکرد کاربردی، چارچوبی برای مدیریت بحران در مواجهه با طوفان‌های حاره‌ای ارائه می‌دهد و نقش کلیدی سازمان هواشناسی در پیش‌بینی، هشدار به‌موقع، هماهنگی بین‌سازمانی و پشتیبانی داده‌محور را تحلیل می‌کند. پژوهش حاضر بر مبنای بررسی اسناد راهبردی، تجربیات مدیریت بحران و راهکارهای عملی در قالب چرخه مدیریت بحران شامل پیشگیری، آماده‌باش، پاسخ و بازتوانی تدوین گردیده است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی–کاربردی تلاش می‌کند ضمن شناسایی خلأهای مدیریتی و نهادی، نقش عوامل اقلیمی و انسانی را در تشدید یا کاهش پیامدهای طوفان‌های حاره‌ای تبیین کند. نتایج این مطالعه می‌تواند به ارتقای تاب‌آوری جوامع ساحلی، بهبود نظام‌های هشدار سریع و کارآمدسازی سیاست‌های مدیریت بحران در سواحل مکران کمک کند و مبنایی علمی برای برنامه‌ریزی منطقه‌ای در شرایط تغییر اقلیم فراهم آورد. نتایج نشان می‌دهد که تقویت ظرفیت‌های پیش‌بینی هواشناسی، سیستم‌های هشدار سریع، ارتباط مؤثر با نهادهای پاسخ‌گو و جامعه محلی و تمرین‌های مشترک بین‌سازمانی باعث کاهش چشمگیر خسارات جانی و مالی خواهد شد. این مقاله راهنمایی قابل‌اجرا برای برنامه‌ریزان، مدیران بحران و تصمیم‌گیران فراهم می‌آورد تا با افزایش اثربخشی اقدامات، تاب‌آوری جوامع ساحلی ارتقاء یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات تغییر اقلیم بر توسعه اجتماعی با تاکید بر مخاطرات محیطی: یک مرور سیستماتیک مبتنی بر چارچوب سیستم‌های اجتماعی-اکولوژیکی (SES)</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246126.html</link>
      <description>تغییر اقلیم به عنوان یکی از جدی‌ترین تهدیدهای جهانی، الگوهای طبیعی زمین را دگرگون کرده و اثرات عمیقی بر توسعه اجتماعی بر جای می‌گذارد. این پدیده، مخاطرات محیطی نظیر سیلاب‌های شدید، خشکسالی‌های طولانی، امواج گرما، تخریب اکوسیستم‌ها و افزایش سطح دریا را تشدید می‌کند که به نوبه خود، نابرابری‌های اجتماعی، سلامت عمومی، معیشت، امنیت غذایی و آب و مهاجرت اجباری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. گروه‌های آسیب‌پذیر، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، بیشترین بار این تغییرات را تحمل می‌کنند و شاخص‌هایی مانند سن، جنسیت، درآمد و دسترسی به خدمات، موجب افزایش  آسیب‌پذیری می‌شوند.
این مطالعه با رویکرد تحلیلی-توصیفی و مبتنی بر چارچوب سیستم‌های اجتماعی-اکولوژیکی (SES) استروم، اثرات مستقیم و غیرمستقیم تغییر اقلیم بر توسعه اجتماعی را با تمرکز بر مخاطرات محیطی بررسی می‌کند. روش‌شناسی در سه سطح شامل تبیین طبقه‌بندی بر پایه SES ؛ شناسایی مصادیق جهانی از طریق مرور منابع علمی معتبر و تحلیل ارتباطات غیرمستقیم (تعامل توسعه اجتماعی با سایر زیرسیستم‌ها) و مستقیم (ابعاد توسعه اجتماعی مانند سلامت، مهاجرت و عدالت اقلیمی) است نتایج نشان می‌دهد که تغییر اقلیم در سیستم‌های منابع، بازیگران و حکمرانی، با تشدید مخاطرات محیطی، منجر به کاهش تاب‌آوری اجتماعی، تعمیق نابرابری‌ها و افزایش آسیب‌پذیری گروه‌های خاص مانند زنان، کودکان و جوامع کم‌درآمد می‌شود. به طور خاص، این تغییرات، سلامت را با افزایش مرگ‌ومیر و اختلالات روانی تهدید می‌کند، معیشت را با کاهش تولید کشاورزی مختل می‌سازد، امنیت غذا و آب را ناپایدار کرده، مهاجرت اجباری را افزایش می‌دهد، نابرابری جنسیتی را تشدید می‌کند، فقر را بازتولید می‌نماید، امنیت انسانی را به خطر می‌اندازد و حکمرانی را با ضعف مشارکت محدود می‌سازد.
در نهایت، یافته‌ها بر ضرورت رویکردهای میان‌رشته‌ای نوآورانه، سیاست‌های سازگاری حساس به جنسیت و عدالت اجتماعی، تقویت حکمرانی مشارکتی با ادغام دانش محلی، و بهره‌گیری از فناوری‌های کم‌کربن برای کاهش آسیب‌ها و پیشبرد توسعه پایدار تاکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و امکان سنجی استفاده از فناوری بارورسازی ابرها برای استحصال آب در حوضه های آبریز ایران</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246127.html</link>
      <description>با توجه به بحران کم‌آبی و کاهش ریزش‌های جوی در ایران، هدف از این مقاله امکان‌سنجی عملیاتی بارورسازی ابرها جهت استحصال آب در حوضه‌های آبریز ۳۰‌ گانه کشور است. این مقاله که برگرفته از طرح ملی موسسه تحقیقات آب می‌باشد، به دنبال شناسایی حوضه‌های دارای اولویت و تعیین راهبردهای خردفیزیکی متناسب با هر اقلیم است. به منظور تعیین مکان و زمان مناسب بارورسازی ابرها، داده‌های بلندمدت هواشناسی،  تصاویر ماهواره‌ای و ویژگی‌های ترمودینامیکی جو در تمامی حوضه‌های آبریز ایران طی دوره آماری 30 ساله (2010-1981) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. پتانسیل بارورسازی بر اساس شاخص‌هایی نظیر درجه همگنی، میانگین جمع بارش ماهانه، رژیم بارشی، نسبت بارش جامد به کل بارش، درصد رخداد ابرهای تراز پائین، ابرناکی، آب بارش‌شو ، درصد رخداد ابرهای کومه‌ای تراز پائین نوع 2 و 3 و محتوای آب مایع  ابر(LWC )  بر اساس مستنداتی چون PEP  شماره 3 انتشارات WMO و بومی‌سازی آن با توجه به اقلیم‌های غالب کشور،  محاسبه شده است. نتایج نشان داد که حوضه‌های آبریز شمالی و غربی (به‌ویژه دریاچه ارومیه و ارس) در فصول سرد سال به دلیل ساختار سیستم‌های جبهه‌ای، بالاترین پتانسیل را برای بارورسازی ابرها دارا هستند. در مقابل، حوضه‌های مرکزی و جنوبی با چالش‌های خردفیزیکی و محدودیت پنجره‌های عملیاتی مواجه‌اند. مقایسه نتایج با پژوهش‌های جهانی (مانند مطالعات در چین و استرالیا) نشان‌دهنده انطباق الگوهای بارش‌زایی در حوضه‌های کوهستانی ایران با سیستم‌های مشابه در عرض‌های جغرافیایی میانه است. همچنین بارورسازی ابرها می‌تواند به عنوان یک ابزار کمکی در مدیریت منابع آب ایران نقش ایفا کند، مشروط بر اینکه انتخاب عامل بارورکننده و زمان عملیات دقیقاً منطبق بر ویژگی‌های خردفیزیکی هر حوضه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی و بررسی پتانسیل اقلیمی پراکنش مکانی ارقام پسته در استان خراسان رضوی بر مبنای فاکتور نیاز سرمایی</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246128.html</link>
      <description>استان خراسان رضوی به عنوان دومین قطب تولید پسته در ایران، با چالش‌های ناشی از تغییرات اقلیمی و تأمین نیاز سرمایی این محصول استراتژیک روبرو است. نیاز سرمایی، به عنوان یکی از کلیدی‌ترین عوامل اگروکلیماتیک، موفقیت یا شکست باغات پسته را تعیین می‌کند. در این پژوهش، با هدف ارزیابی دقیق تناسب اقلیمی و شناسایی مناطق مستعد کشت پسته، از داده‌های دمای بازتحلیل ERA5-Land  با قدرت تفکیک مکانی بالا برای دوره آماری ۳۱ ساله (۱۹۹۱-۲۰۲۱) استفاده شد. نیاز سرمایی استان بر اساس سه مدل رایج شامل مدل ساعات سرمایی(CH)، مدل یوتا و مدل دینامیک محاسبه و پهنه‌بندی گردید. نتایج حاصل از مدلCH نشان داد که به جز بخش‌های محدودی از شمال غرب استان، سایر مناطق قابلیت تأمین نیاز سرمایی ارقام مختلف پسته را دارند و اغلب نقاط توانایی تأمین بیش از ۸۰۰ ساعت سرمایی را در سال‌های مختلف داشته‌اند. تحلیل روند با استفاده از برآوردگر شیب سن، افزایش سالانه ۲ تا ۶ ساعت در مجموع ساعات نیاز سرمایی را در پهنه‌هایی از نواحی شرقی و غربی استان نشان داد که بیانگر بهبود شرایط برای ارقام با نیاز سرمایی بالاتر است. نقشه‌های احتمالاتی نیز مشخص کرد که پهنه‌های وسیعی از استان، به‌ویژه در مناطق غربی و جنوبی (مانند شهرستان‌های بردسکن و خلیل‌آباد)، با احتمال بالا (۷۵٪ و ۹۰٪) پتانسیل تأمین نیاز سرمایی ارقام تجاری و پرنیاز مانند اکبری را دارا می‌باشند. مقایسه مدل‌ها نشان داد که هر سه مدل در شناسایی مناطق مستعد همگرایی دارند، اما مدل یوتا به دلیل در نظر گرفتن اثرات منفی دماهای بالا، ارزیابی محافظه‌کارانه‌تری ارائه می‌دهد. این اطلاعات می‌تواند به عنوان ابزاری کارآمد و مبنایی علمی برای سیاست‌گذاری‌های کلان در بخش کشاورزی، مدیریت ریسک و برنامه‌ریزی در جهت توسعه پایدار و اقتصادی باغات پسته در استان مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توزیع مکانی و اولویت‌بندی مخاطرات جوی در استان تهران بر اساس داده‌های ایستگاهی (دوره ۲۰۰۷-۲۰۲۳)</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246130.html</link>
      <description>در طول نیم‌قرن گذشته، به‌طور متوسط، جهان روزانه شاهد یک حادثه مرتبط با تغییرات جوی، آب‌شناسی و اقلیمی بوده‌ است. همچنین، به‌طور متوسط،‌ روزانه ۱۱۵ نفر جان باخته و میزان خسارات بالغ ‌بر ۲۰۲ میلیون دلار در هر روز ارزیابی شده است که بیش از ۹۱ درصد مرگ‌ومیرهای مرتبط با حوادث و بلایای طبیعی در کشورهای درحال‌توسعه رخ داده است . در این پژوهش به بررسی و تحلیل مخاطرات جوی استان تهران، شامل گردوخاک، تگرگ، برف سنگین، توفان تندری، مه و کولاک شدید برف، بر اساس 7 ایستگاه همدید (مهرآباد، شمیرانات، ورامین، فیروزکوه، شهریار، امام خمینی و آبعلی) طی دوره ۲۰۰۷-۲۰۲۳ پرداخته شد. بررسی توزیع مکانی مخاطرات نشان داد مخاطرات در مناطق کوهستانی شمالی و شمال شرقی استان (مانند آبعلی و فیروزکوه) دارای فراوانی بالای هستند. در این مناطق، توفان تندری (با حداکثر ۱۴۱ مورد در دماوند) و برف سنگین (۲۰۲ مورد در دماوند) غالب هستند. در مقابل، نواحی جنوبی و دشتی (مانند امام خمینی و ورامین) بیشتر تحت تأثیر گردوخاک (۷ مورد در امام خمینی) و مه قرار دارند. اولویت‌بندی مخاطرات بر اساس نرمال‌سازی فراوانی انجام شد و نشان داد که توفان تندری اولویت اول در شهرستان‌های شمالی (شمیرانات، تهران و فیروزکوه) و گردوخاک در مناطق جنوبی (ری، شهریار و ورامین) است. این پژوهش تأثیر توپوگرافی و موقعیت جغرافیایی را بر توزیع مکانی مخاطرات جوی در سطح استان تهران نشان داد. بنابراین پیشنهاد می‌شود که برنامه‌ریزی مدیریت ریسک بر اساس این الگوها انجام شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مکان‌یابی مجتمع‌های گلخانه‌ای در استان مرکزی با استفاده از تکنیک فازی- سلسله مراتبی و سیستم جغرافیایی اطلاعات</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246294.html</link>
      <description>انتخاب مناسب‌ترین مکان برای جانمایی مجتمع‌های گلخانه‌ای از مشکلات اصلی گلخانه‌داران در کشور می‌باشد. هدف از انجام این پژوهش، مکان‌یابی مناطق مستعد مجتمع‌های گلخانه‌ای در استان مرکزی با استفاده از تکنیک فازی- تحلیل سلسله مراتبی و سیستم جغرافیایی اطلاعات می‌باشد. در این پژوهش ضمن شناسایی عوامل مهم در تعیین محل مناسب برای احداث گلخانه، از شاخص‌های اقلیمی (حداقل، حداکثر و میانگین دمای سالیانه، تعداد روزهای یخبندان، میانگین سالیانه ساعات آفتابی، سرعت و جهت باد غالب منطقه و تعداد ماه‌های گرمایش و سرمایش موردنیاز در سطح استان مرکزی) و محیطی(کمیت و کیفیت آب، شیب و ارتفاع از سطح دریا و خاکشناسی و تناسب کاربری اراضی) جهت مکان‌یابی مناسب مجتمع‌های گلخانه‌ای و نقش و میزان هر یک از عوامل فوق در مکان‌یابی استفاده گردید. سپس با نظر کارشناسان، اوزان لایه‌های اطلاعاتی بر اساس روش تحلیل سلسله مراتبی و ماتریس مقایسه زوجی عوامل تعیین و لایه‌های اطلاعاتی با اوزان به‌دست آمده از روش تحلیل سلسله مراتبی تلفیق شدند و در نهایت محدوده‌های مناسب برای احداث گلخانه مشخص شدند. نتایج پژوهش نشان داد که در محدوده استان مرکزی به لحاظ محدودیت در شاخص‌های اقلیمی و محیطی و تاثیرپذیری این شاخص‌ها، اراضی بسیار مناسب برای احداث گلخانه وجود ندارد و مساحت این استان در سه گروه با محدودیت کم (12 درصد)، متوسط (22 درصد)، زیاد و خیلی زیاد (بقیه تقریبا نامناسب) برای احداث مجتمع‌های گلخانه‌ای تقسیم‌بندی گردید. همچنین باتوجه به نتایج به‌دست آمده، وزن‌دهی معیارهای پهنه‌بندی (اقلیمی و محیطی) که در آن دو معیار مربوط به پارامترهای اقلیمی (29/0 درصد) و کمیت و کیفیت آب (27/0 درصد) بیشترین وزن معیار اصلی و کمترین آن مربوط به کاربری اراضی و مالکیت با (13/0 درصد) مشخص گردید. با توجه به میزان محدودیت‌های شناسایی شده در سطح استان مرکزی، به‌ترتیب شهرستان‌های خمین، اراک و آشتیان نسبت به بقیه شهرستان‌های استان محدودیت کمتری جهت احداث مجتمع‌های گلخانه‌ای دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تغییر اقلیم و توسعه اجتماعی : دو جهان در دو مسیر گذار عادلانه و سازگاری با ‏تغییر اقلیم</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246300.html</link>
      <description>این مقاله با رویکردی مروری و تحلیل مفهومی–انتقادی، به بررسی پیوند میان تغییرات اقلیمی، عدالت اقلیمی و مسیرهای توسعه ‏اجتماعی در شمال و جنوب جهانی می‌پردازد. هدف اصلی پژوهش، واکاوی این مسئله است که چگونه سازگاری اقلیمی و ‏سیاست‌های گذار عادلانه می‌توانند به‌جای تقویت توسعه اجتماعی پایدار، در صورت فقدان حکمرانی عادلانه و ظرفیت نهادی کافی، ‏به بازتولید نابرابری‌های ساختاری منجر شوند‎.‎روش تحقیق مبتنی بر مرور نظام‌مند ادبیات بین‌رشته‌ای در حوزه‌های تغییر اقلیم، توسعه ‏اجتماعی، اقتصاد سیاسی اقلیم و حکمرانی است. داده‌ها از مقالات علمی داوری‌شده، گزارش‌های نهادهای بین‌المللی و اسناد سیاستی ‏گردآوری و از طریق تحلیل تماتیک انتقادی و کدگذاری مفهومی تحلیل شده‌اند‎.‎‏ یافته‌ها نشان می‌دهد که شکاف سازگاری اقلیمی، ‏نابرابری در ظرفیت‌های نهادی و اقتصادی و نیز خصوصی‌سازی ریسک اقلیمی، از مهم‌ترین موانع توسعه اجتماعی پایدار هستند. ‏همچنین سیاست‌های جهانی اقلیم، از جمله توافق‌های اخیر، اغلب فاقد ضمانت اجرایی کافی بوده و به جای کاهش نابرابری، در ‏برخی موارد آن را بازتولید می‌کنند. مقاله نشان می‌دهد که در غیاب اصلاحات نهادی و مشارکت اجتماعی واقعی، سازگاری اقلیمی به ‏‏«سازگاری معلق» تبدیل می‌شود که تنها بقا را مدیریت می‌کند. در نهایت، مقاله مفهوم «همبست تغییرات اجتماعی–اقلیمی» را به‌عنوان ‏چارچوبی تحلیلی پیشنهاد می‌کند که بر درهم‌تنیدگی عدالت اجتماعی، حکمرانی و تاب‌آوری چندبعدی تأکید دارد.‏</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی توان و دقت پایگاه‌های ERA5 و AgMERRA در شبیه‌سازی داده‌های بلندمدت دما و تشعشع برای استان‎های خراسان</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246351.html</link>
      <description>این پژوهش دقت دو پایگاه‌داده بازتحلیل ERA5 و AgMERRA را در شبیه‌سازی داده‌های روزانه دمای حداقل، حداکثر و میانگین و تشعشع خورشیدی در استان‌های خراسان و به‌ترتیب در بازه‌های زمانی 2022-1940 و 2010-1980 ارزیابی می‌کند. شاخص‌های آماری شامل ضریب همبستگی پیرسون (r)، جذر میانگین مربعات خطا (RMSE)، جذر میانگین مربعات خطای نرمال‌شده (NRMSE؛ بر میانگین، %)، میانگین خطای اریبی (MBE) و شاخص توافق ویلموت (d) بود و نتایج نشان داد که به طور کلی شبیه‌سازی دما در هر دو پایگاه‌داده از دقت بالایی برخوردار است. درERA5 میانگین r بین دما‌های شبیه‌سازی شده و مشاهداتی برای دمای حداقل، حداکثر و میانگین به‌ترتیب حدود 97/0، 99/0 و 99/0 و در AgMERRA به ترتیب حدود 94/0، 98/0 و 98/0 بود. مقادیر NRMSE برای سه پارامتر دمایی در سطح شهرستان‌ها در هر دو پایگاه‌داده عموماً در حدود ۵ تا ۷ درصد و d نیز عمدتاً در بازه‌ 95/0 تا 99/0 قرار گرفت که بیانگر برازش مناسب داده‌های بازتحلیل با مشاهدات است. با توجه به تفاوت دوره‌ زمانی پوشش داده‌شده توسط دو پایگاه‌داده، این نتایج بیش از آن‌که بر برتری یکی بر دیگری دلالت کند، کفایت هر دو را جهت شبیه‌سازی روزانه دما در منطقه مورد مطالعه نشان می‌دهد؛ با این حال، روزآمد بودن و پوشش زمانی بلندمدت‌تر ERA5 آن را گزینه‌ای مناسب‌تر برای مطالعات بلندمدت اقلیمی و مدیریت آب و خاک می‌سازد. در مورد تشعشع خورشیدی، مقایسه با داده‌های ایستگاهی نشان داد که میانگین r و d در AgMERRA به‌ترتیب حدود 66/0 و 80/0 بوده NRMSE هر دو پایگاه‌داده تقریبا 14 تا 16 درصد است. در مقایسه با تشعشع برآورد‌شده از معادله آنگستروم–پرسکات در ۹ شهرستان خراسان رضوی نیز هر دو پایگاه‌داده مقادیر rو d را حدود 92/0 تا 94/0 نشان دادند، که بیانگر امکان استفاده از آن‌ها به عنوان منابع کمکی برای برآورد تشعشع روزانه در شرایط کمبود داده‌های مشاهداتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعة نقش پوشش‌گیاهی بر شکل‌گیری جزایرحرارتی در شهر تهران ( منطقة6)</title>
      <link>https://clima.irimo.ir/article_246352.html</link>
      <description>پدیده‌ی جزایرحرارتی شهری را می‌توان یکی از مهم‌ترین مشکلات جامعة شهری دانست. این پدیده مخصوصا در فصل‌های گرم سال موجب مصرف بیشتر انرژی می‌شود و همچنین اثرات زیان‌‎باری بر کیفیت زندگی جامعة شهری می‌گذارد. در این مطالعه، ابتدا تصاویر ماهواره‌ای مربوط به فصول مختلف استخراج شدند و به دلیل بیشتر بودن وسعت جزایرحرارتی در فصل تابستان، این فصل مورد مطالعه واقع شده‌است. به منظور پردازش تصاویر ماهواره‌ای برای محاسبه‌ی دمای واقعی و شناسایی جزایرحرارتی در این منطقه از نرم‌افزار‌های GIS و ENVI استفاده شده‎است و با داده‌های دمایی ایستگاه ژئوفیزیک مقایسه شده‌اند. به منظور بررسی دقیق‌تر؛ منطقه‌ی 6 به 23 بخش که  تقریبا مربع‌هایی برابرهم و برابر یک کیلومتر مربع هستند تقسیم شده‌است. براساس نتایج به‌دست‌آمده؛ مساحت کل جزایرحرارتی موجود در منطقه‌ی مورد مطالعه برابر 1221300 مترمربع است، مساحت کل پوشش‌گیاهی موجود در منطقه مورد مطالعه، 7230600 مترمربع بوده‎است. براساس یافته‌های این مطالعه، در مناطقی که پوشش‌گیاهی متراکم‌تری وجود دارد، دما پایین‌تر از مناطقی است که از پوشش‌گیاهی ضعیفی برخوردار هستند و از این‌رو می‌توان برای کاهش شدت جزایرحرارتی و متعادل کردن دمای محیط شهری از گیاهان استفاده کرد. استفاده از پوشش‌گیاهی در مقیاس کلان حتی می‌تواند با تأثیر بر کاهش دمای محیط، مخصوصاً در روز‌های گرم، به تدریج باعث تغییر در وضعیت آب‌وهوایی محیط خواهد شد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
